ZEOS

Rss FeedBack Home
 
مخفی کردن

منوی کاربری

سخنان برگزیده

آمار


کاربر : (0)
مهمان : (27)
ربات ها : (1)
در کل : 28 نفر درسایت حضور دارند
بازدید امروز: 383
بازدید دیروز: 2115 [+33.69 %]
بازدید سالانه:1012114
بازدید کل:22802444
بیشترین بازدید:94557 در 1395.08.11
آمار مطالب یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 0
کل: 1682
کل نظرات: 668
آمار کاربران یک ساعت پیش: 3
امروز: 34
این ماه: 718
کل: 180702
بن شدگان: 0
جدیدترین عضو: rokosuteks

نرم افزار های مورد نیاز

» » زندگینامه استاد و زاهد رجبعلی خیاط
نویسندهنویسنده: admin | تاریختاریخ: 26 تیر 1394

نویسنده: محمد مهدی حاجی پروانه

شاخه: زندگینامه 

زبان: فارسی

نوع فایل: PDF

تعداد صفحات: 85

حجم کتاب: 767 کیلوبایت

 

توضیحات:

 

یکی از عرفای  عاشق و سالک خدا، رجبعلی نکوگویان مشهور به « جناب شیخ » و « شیخ رجبعلی خیاط » است که عشق به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) اورا به مقامات عرفانی رسانده بود. ایشان در تهران دیده به جهان گشود. پدرشان کارگر ساده ای بود و  هنگامی که رجبعلی 12 سال داشت از دنیا رفت و وی را تنها گذاشت.
سال‌های کودکی و نوجوانی را به فراگیری خواندن و نوشتن پرداخت و پس از آن برای گذراندن زندگی به کار خیاطی روی آورد.
این بزرگ روشن ضمیر دارای تحصیلات حوزوی نبود اما زهد و تقوا و پاکی و عفّتی که سرلوحه زندگی با برکتش قرار داده بود او را به مقام والایی در معنویت و خلوص رسانید.
پس از واقعه مهمی که در جوانی برای شیخ پیش آمد، کراماتی به وی عنایت شد و پرده ها از جلوی چشمانش افتاد و حالات کشف و شهود معنوی برای وی ممکن شد.
ایشان تحول معنوی خود را چنین بازگو میکند:

"در ایام جوانی (حدود 23 سالگی) دختری رعنا و زیبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانه‌ای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: رجبعلی! خدا میتواند تو را خیلی امتحان کند، بیا یک بار تو خدا را امتحان کن! و از این حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر کن. سپس به خداوند عرضه داشتم: خدایا! من این گناه را برای تو ترک می‌کنم، تو هم مرا برای خودت تربیت کن."
.
بدین گونه زمام تربیت و پرورش خود را به دست خداوند داد. این گذشت از گناه موجب باز شدن دیده برزخی اش شد. خود می فرمود: به خداوند عرضه داشتم خدایا، من این گناه را برای تو ترک می کنم تو هم مرا برای خودت تربیت کن.
زندگی شیخ بسیار ساده بود ، در خانه خشتی و ساده ای که از پدر به ارث برده بود زندگی می کرد و تا پایان عمر در همین خانه زیست.لباس وی بسیار ساده و تمیز بود و نوع لباسی که می پوشید نیمه روحانی بود.

در سیره معنوی و سیر و سلوک  از استاد خاصی بهره نبرد. نه تنها در عقیده بلکه در همه کارها تکیه اش فقط بر اخلاص بود و می گفت : هر سوزنی که برای غیر خدا می زنم در دستم فرو می رود!

 

می فرمود شبی دو فرشته با دو جمله راه فنا را به من آموختند: از پیش خود هیچ مگو و غیر از خدا هیچ مخواه!

 

تگ های مطلب:

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.

پیام و اخبار کوتاه

 
MOON
MOON
امروز ، 10:35:14

thanks first
MOON
MOON
امروز ، 10:11:09

bp
3pid

سلام کسی رمان ژان کریستف، نوشته رومن رولان ترجمه به آذین رو داره نمیتونم دانلود کنم
فرزانه فرخ رو

سلام من هم عضو شدم
شاهین جعفری

سلام من عضو شدم
Mostafa64

فکر کنم مدیر وبلاگ رائفی پوره smile
قلندری

عضو شدم
hamidjafari370

لطفا کتاب های کوچه احمد شاملو را برایم ارسال کنید. ممنونم از کسی که برایم ارسال کند.
nilufa

عضووووووووووو شدم آخ جوووووون winked
سلطانی

مجله یغما سال 18 : شماره 6 . درباره وضه مالی ایران

بالا توقف پايين
تنها عضو سایت می تواند پیام ارسال نماید