ZEOS

Rss FeedBack Home
 
مخفی کردن

منوی کاربری

سخنان برگزیده

آمار


کاربر : (0)
مهمان : (35)
ربات ها : (2)
Fast
در کل : 37 نفر درسایت حضور دارند
بازدید امروز: 3023
بازدید دیروز: 6669 [-7.31 %]
بازدید سالانه:731388
بازدید کل:19467803
بیشترین بازدید:94557 در 1395.08.11
آمار مطالب یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 0
کل: 1683
کل نظرات: 671
آمار کاربران یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 0
کل: 176980
بن شدگان: 0
جدیدترین عضو: ShelaDds13973

نرم افزار های مورد نیاز

» » زندگینامه استاد و زاهد رجبعلی خیاط
نویسندهنویسنده: admin | تاریختاریخ: 26 تیر 1394

نویسنده: محمد مهدی حاجی پروانه

شاخه: زندگینامه 

زبان: فارسی

نوع فایل: PDF

تعداد صفحات: 85

حجم کتاب: 767 کیلوبایت

 

توضیحات:

 

یکی از عرفای  عاشق و سالک خدا، رجبعلی نکوگویان مشهور به « جناب شیخ » و « شیخ رجبعلی خیاط » است که عشق به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) اورا به مقامات عرفانی رسانده بود. ایشان در تهران دیده به جهان گشود. پدرشان کارگر ساده ای بود و  هنگامی که رجبعلی 12 سال داشت از دنیا رفت و وی را تنها گذاشت.
سال‌های کودکی و نوجوانی را به فراگیری خواندن و نوشتن پرداخت و پس از آن برای گذراندن زندگی به کار خیاطی روی آورد.
این بزرگ روشن ضمیر دارای تحصیلات حوزوی نبود اما زهد و تقوا و پاکی و عفّتی که سرلوحه زندگی با برکتش قرار داده بود او را به مقام والایی در معنویت و خلوص رسانید.
پس از واقعه مهمی که در جوانی برای شیخ پیش آمد، کراماتی به وی عنایت شد و پرده ها از جلوی چشمانش افتاد و حالات کشف و شهود معنوی برای وی ممکن شد.
ایشان تحول معنوی خود را چنین بازگو میکند:

"در ایام جوانی (حدود 23 سالگی) دختری رعنا و زیبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانه‌ای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: رجبعلی! خدا میتواند تو را خیلی امتحان کند، بیا یک بار تو خدا را امتحان کن! و از این حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر کن. سپس به خداوند عرضه داشتم: خدایا! من این گناه را برای تو ترک می‌کنم، تو هم مرا برای خودت تربیت کن."
.
بدین گونه زمام تربیت و پرورش خود را به دست خداوند داد. این گذشت از گناه موجب باز شدن دیده برزخی اش شد. خود می فرمود: به خداوند عرضه داشتم خدایا، من این گناه را برای تو ترک می کنم تو هم مرا برای خودت تربیت کن.
زندگی شیخ بسیار ساده بود ، در خانه خشتی و ساده ای که از پدر به ارث برده بود زندگی می کرد و تا پایان عمر در همین خانه زیست.لباس وی بسیار ساده و تمیز بود و نوع لباسی که می پوشید نیمه روحانی بود.

در سیره معنوی و سیر و سلوک  از استاد خاصی بهره نبرد. نه تنها در عقیده بلکه در همه کارها تکیه اش فقط بر اخلاص بود و می گفت : هر سوزنی که برای غیر خدا می زنم در دستم فرو می رود!

 

می فرمود شبی دو فرشته با دو جمله راه فنا را به من آموختند: از پیش خود هیچ مگو و غیر از خدا هیچ مخواه!

 

تگ های مطلب:

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.

پیام و اخبار کوتاه

 
hamidjafari370

لطفا کتاب های کوچه احمد شاملو را برایم ارسال کنید. ممنونم از کسی که برایم ارسال کند.
nilufa

عضووووووووووو شدم آخ جوووووون winked
سلطانی

مجله یغما سال 18 : شماره 6 . درباره وضه مالی ایران
has_azizi

با سلام.ممنون از سایت خوبتون.
has_azizi

سلم و عرض ادب خدمت دودوسستان.سايت خيلي خوبيه.تشكر
مهدیه

سلام دوستان من عضو جدید هستن
farhad

happy bp من عضو سایت شدم دست جیغ هورااااااااااا
melomello50

سلام چطوری می تونم کتاب ارسال کنم برا سایت
امیر پاشافرد

سلام دوستان من کتاب اموزش ارایشگری مردانه یا فیلم اموزشی لازم دارم ممنون ازلطفتون
5ara

سلام رمان شروع از پايان پسورد ميخواد اگه ميشه لطفا پسوردشو بگين

بالا توقف پايين
تنها عضو سایت می تواند پیام ارسال نماید